مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
869
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
بود . به روزگار عثمان ، معاويه قبرس و انقره را از سرزمين روم غزو كرد ، و به صلح گشود . عثمان پيشتر معاويه را با عبد الله بن عامر به فارس فرستاده بود و غنايمى نصيبش شده بود و بعضى از نواحى و كورهاى آنجا را نيز گشوده بود . اين بود شهرگشاييهايى كه به روزگار عثمان انجام گرفت . ياد كرد محاصره شدن عثمان بيست روز در محاصره بود و در ذى الحجهء سال سى و پنج هجرت كشته شد . سبب اين بود كه مردم كارهايى را از او ناخوش داشتند از قبيل دلبستگى و عشقى كه به خويشاوندانش داشت ، همان گونه كه عمر گفته بود . او حكم بن ابى العاص را - كه راندهء پيامبر بود - جايگاه و پناه داد با اينكه پيامبر او را به بطن وج تبعيد كرده بود ، چرا كه رازهاى پيامبر خدا را فاش مىكرد و مردم را از آن آگاه مىكرد . ديگر اينكه ، عثمان ، مهرقه را به حارث بن حكم اقطاع داد و آن جايى است در شرق مدينه كه پيامبر هنگام آمدن به مدينه چون بدانجا رسيد ، با پاى خويش زد و گفت : « اينجا نمازگاه ما و محل طلب باران و جاى عيد اضحى و عيد فطر ماست . اينجا را خراب مكنيد و از آن كرايه مگيريد . نفرين خداى بر كسى باد كه از بازار ما چيزى بكاهد . » ديگر اينكه عثمان فدك را كه قريهاى بود و صدقهء پيامبر بود ، به مروان بن حكم اقطاع داد و يك پنجم از غنيمتهاى افريقيه را به دو داد و عبد الرحمن بن حنبل جمحى در اين باره گفت : سوگند به خداوندى كه آفريدگار بندگان است . / حق هيچ چيز را رها نكرده است . / اما تو براى ما فتنهاى آفريدى / تا با تو از در آزمون درآييم يا تو آزموده شوى / آنان [ 1 ] يك درهم را ، نهانى نگرفتند / و يك درهم در راه هوى نبخشيدند / و تو پنج يك بندگان را به مروان دادى ، / تو در كجا مىدوى و آنها در كجا [ 2 ] ؟ ديگر اينكه عثمان ، عبد الله بن خالد بن اسيد بن رافع را چهار صد هزار درهم داد و حكم بن ابى العاص را صد هزار درهم .
--> [ 1 ] آنان ، منظور دو خليفهء پيشين است . براى تمام شعر رجوع شود به المعارف ، ص 195 . [ 2 ] در حاشيه نوشته شده : گمان نمىبرم اينها همه كار عثمان باشد ، ممكن است كار معاويه و تعليم او باشد .